لزوم تدبیر به موقع و مناسب مسوولین پژوهش کشور در شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارتین علوم و بهداشت/ تا وقت داریم اقدام نماییم

با توجه به رویکرد جدید نمایه سازهای آمریکایی در دنیا، چرا ما هنوز در ارزشیابی علم خود به آنها استناد میکنیم؟ / لزوم بازنگری اساسی در معیارهای ارزشیابی بالادستی در کشور

 

 


آمار جدید سایت Scimago مربوط به تولیدات علمی در سال ۲۰۱۷ اعلام شد. طبق تصویر زیر در بین پنج کشور اول خاورمیانه، محققان ایران در هر دو سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ از نظر تعداد مقاله بیشترین تعداد مقاله را منتشر نموده اند.

 


مقایسه رشد کمی علم ایران در دو سال 2016 و 2017
مقایسه رشد کمی علم ایران در دو سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷

 

صرفنظر از درستی یا نادرستی بیان این آمار در سنجش قدرت علمی، و صرفنظر از اهمیت سایر شاخصه های علم سنجی همانند ضریب نفوذ مقالات، نکته مهم: “توجه به جایگاه کشورهای دیگر منطقه همانند ترکیه، اسراییل و عربستان سعودی است که از نظر کمی (تعداد) در رتبه پایین تری از ایران قرار دارند”.

هدف اصلی تحریمهای ظالمانه آمریکا که با تحریک ایادی وی در منطقه صورت گرفته است، تنها تحریمهای هسته ای و نظامی کشور نمیباشد بلکه طبق بیانات روشنگرانه مقام معظم رهبری، هدف اصلی از تحریمها، تحریم علم ایران میباشد. رشد علمی ایران، این بار دشمنان علمی ما را بر آن داشته است تا با استفاده از کلیه ابزارهای قانونی و به ظاهر علمی خود هجومی همه جانبه را علیه انتشارات و تولیدات علمی ایران بردارند. دانشگاهیان و محققان ایرانی موفق شده اند که با کمک مجلات ایران، از ابتدای سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴ با رشد چشمگیری از رتبه ۲۲ جهانی به ۱۶ جهانی ارتقا پیدا کنند. تصویر زیر بخوبی بیانگر این پیشرفت علمی در فاصله سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴ میباشد.

 


رشد علمی و کمی ایران از 1998 تا 2018
رشد علمی و کمی ایران از ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۸: ایرانیان توانستند از رتبه ۲۲ به ۱۶ در دنیا ارتقا پیدا کنند.

 


 

همزمان با روی کار آمدن جمهوری خواهان در آمریکا با ریاست دونالد ترامپ، موجی از سیاستهای ضدایرانی علیه یکایک ایرانیان از سوی محافل پشت دولت آمریکا شکل گرفته است. البته ریشه همه این دشمنی ها، مقابله با حرمت حرکت رو به رشد علم ایران نیز صورت گرفته است.


حملات سه گانه به رشد علمی ایران

در سه سال اخیر حداقل سه حمله جدی به پیکره تولیدات علمی کشور طراحی و اجرا گردیده است:

  1. در فاصله سالهای ۲۰۱۴ الی ۲۰۱۶: تعلیق دو ساله مجلات ایرانی از سوی پابمد که حداقل ۲۷ مجله ایرانی از پابمدسنترال به مدت دو سال معلق شده اند. البته دلایل اولیه به ظاهر “علمی” بوده اند.
  2. در فاصله سالهای ۲۰۱۵ الی ۲۰۱۷: تعلیق ۴۳ مجله ایرانی از DOAJ که تا پایان ۲۰۱۷ به طول انجامید ولی درنهایت به مدد پیگیری حقوقی بین المللی در بسیاری از مجلات رفع شده است.
  3. در فاصله ۲۰۱۶ الی ۲۰۱۸: حرکت جدیدی علیه مجلات ایرانی در اسکوپوس صورت گرفته است. بطوریکه (طبق گزارشات واصله) تا به امروز حداقل به ۱۸ مجله ایرانی تذکر ارزشیابی مجدد (Re-evaluation) داده شده است.

    توضیح: چنانچه سردبیران گرامی در خصوص این موضوع نامه ای مبنی بر ارزشیابی مجدد از سوی اسکوپوس دریافت کرده اند، به دفتر مرکزی ما گزارش نمایند تا انشالله در پیگیری موضوع مدنظر مسوولین ذیربط قراربگیرد. (از طریق ارسال گزارش به ایمیل info@scinews.ir)

سه موضوع فوق حاکی از اجرا شدن سیاست خصمانه دولت آمریکا نسبت به مجلات ایرانی است که در چهار سال اخیر به طور هماهنگ اجرا گردیده اند.

 


اما وظیفه ما در برابر این دشمنی ها و سیاستهای خصمانه دولت آمریکا علیه رشد علم ایران چیست؟

ما میتوانیم با استفاده از امکانات موجود در ایران و تغییر اصول ارزشیابی اقدامات موثر در مقابله با این حملات را انجام دهیم:

  1. تغییر معیار ارزشیابی اعضا هیات علمی از نمایه های آمریکایی به نمایه های ایرانی:چرا با وجود این همه دشمنی اثبات شده دولت آمریکا با مردم و ارکان و پیشرفت علمی جمهوری اسلامی ایران، ما هنوز اعضا هیات علمی خود را مجبور به انتشار مقالات در مجلات نمایه شده در ISI و Scopus و PMC میکنیم؟ آیا این سه نهاد یعنی: PMC (متعلق به وزارت بهداشت دولت آمریکا)، ISI (یک موسسه آمریکایی) و Scopus (موسسه ای که نمایندگی خاورمیانه آن در اختیار عربستان سعودی است) به فکر مردم ایران و در جهت پیشرفت علم ایران گام برمیدارند؟! آیا این سه نهاد در چهار سال اخیر به فکر تقویت علم ایران بوده اند و یا بطور کلی در مخالفت تمام عیار ارتقا علم ایران گام برداشته اند؟توصیه اکید میگردد بجای تکیه بر منابع آمریکایی به منابع ارزشیابی ایرانی تکیه شود تا از این طریق به نوعی قطع وابستگی به آنها صورت گرفته و محققان دانشگاهی ما با پژوهش خود گامهای عملی در جهت حل مشکلات مردم بردارند.
  2. تقویت همه جانبه نمایه سازهای ایرانی به ویژه ISC:نمایه سازی همچون ISC و RiCEST متعلق به “مرکز ارجاعات جهان اسلام ” در چهار سال اخیر با مدد تکنولوژی های پیشرفته روز (همانند XML) و علیرغم بی مهری های فراوان دولت و کاهش بودجه، تلاش موثر و قابل تقدیری را در جهت نمایه سازی علم ایران نموده اند. چرا با وجود این سرمایه عظیم ، ما کمافی السابق ، مشغول خدمت رسانی به سه هیولای نمایه سازی در تقدیم سرمایه های علمی مجلات و محققان خود به آنها هستیم؟ آیا وقت آن نرسیده است که بیشتر از قبل به تقویت این نمایه ساز وطنی بپردازیم؟
  3. توجه ویژه به علم به زبان فارسی:بجای ارزشیابی تعداد مقالات انگلیسی، به فکر انتشار مقالات فارسی و تقویت زبان فارسی باشیم. علم ما به زبان فارسی از طریق مجلات ما گسترش خواهد یافت.
  4. توجه ویژه به ارجاعات به مقالات ایرانی و افزایش ضریب نفوذ علم ایران:همگام با محدود سازی بین المللی علیه ایمپکت فکتور (بیانیه DORA در سانفرانسیسکو ) ما هم جریان علم ایران را با هدف “ارتقا بهداشت و سلامت ایرانیان” مبنای ارزشیابی قرار دهیم. محققان ما باید به ارجاع به مقالات ایرانی تشویق شوند.

 


منبع: 

  • نمودارها از کانال ساینتومتریک @scientometrics اخذ شده اند.

3 Comments

  1. سلام،
    البته من فکر میکنم وضع این قدر هم خراب نیست، DOAJ و حتی پابمد آن قدرها مهم نیستند زیرا اولی کلا کم اهمیت و دومی نیز تخصصی رشته های به خصوصی است. راجع به اسکوپوس هم کلا از سال ۲۰۱۴ یا همین حوالی این نمایه ساز پیشرفت قابل ملاحظه ای در کیفیت معیارهای خود داشته است و منجر به کنار گذاشتن یا تحدید به کنار گذاشتن بسیاری از نشریات علمی شده است و در واقع اصلا محدود به کشورمان نیست.
    از طرفی انتشاراتی کوثر از نظر من کیفیت بالاتری نسبت به دیگر انتساراتی های داخلی (عموما دانشگاهی) دارد و نباید به هیچ وجه تصور کنید که کیفیت نشریات داخلی در همه موارد خوب است. بالعکس مجلات ایرانی نمایه شده غالبا کیفیت پایینی دارند و اخراج آنها طبیعی است.

    من با شما موافقم که صنعت نشر علم با بازی های سیاسی توام شده است ولی کاملا عکس شما فکر میکنم زیرا دنیای پر زرق و برق مقاله مکر غرب برای چپاول ایرانیان و دیگر کشورهای شرقی است تا با بودجه سایر کشورها برای غرب تحقیق کنند یا محقق تربیت شود و در نهایت طی پدیده فرار مغزها به استخدام آنها درآیند، پی اخراج مجلات ایرانی و کاهش دادن میل محققین داخلی به نشر مقالات خود در نشریات تحت نمایه آنها، علیه آن سیاست کلان آنها است.
    فی الواقع توطئه در کار است ولی عکس چیزی که شما فکر میکنید.

    • جناب آقای خسروی یا سرکار خانم خسروی
      من نمیدانم این احساس توطئه چگونه در شما به وجود آمده البته بهتر بگم توهم توطئه.
      من سوالی دارم: مگر خود کشورهای غربی مانند آمریکا، کانادا، آلمان، بریتانیا و… تحقیق و پژوهش نمیکنند؟ بودجه های تحقیقاتی آنها خیلی خیلی بیشتر از بودجه های تحقیقاتی کشور ما هست، آنها که خودشان خیلی بیشتر از ما خرج میکنند به ما که می رسد میشود توطئه؟
      نمیدانم شما و امثال شما چرا بسیار دوست دارند که ما با دنیا در چالش باشیم؟ به نظرم به جای این کارها توهمی که انجام میدهید، سعی کنید برای کشور و دنیا مفید باشید و با آنها همکاری و دوستی کنید تا بلکه بتوان گره از کار خلق خدا باز کرد که به نظرم این کار پسندیده تری در برابر خداوند و دیگران است.
      آقای خسروی عزیز چرا مغزهای کشور فرار میکنند؟ به خاطر اینکه همان کشورهای غربی، امکانات مورد نیاز این افراد را تامین میکنند (از جمله بودجه های کلان پژوهشی!!) و به آنها احترام میگذارند و ارزش این افراد را می دانند، ولی ما چی؟
      خیلی حرف ها هست که نمی شود نوشت.
      آقای خسروی لطفا کمتر توهم بزنید.

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*